- مقدمه
- الکساندر گریشوک: نمادی از مشکل مدیریت زمان در شطرنج
- شناخت موانع ذهنی در مشکل مدیریت زمان
- غلبه بر ترس برای اجتناب از مشکل زمان
- درک مسائل “لوکس” و اهمیت آنها
- ویژگیهای یک بازیکن واقعگرا (عملی) در شطرنج
- نکات کاربردی برای مدیریت زمان در طول بازی
- نتیجهگیری
مقدمه
شاید یکی از ناامیدکنندهترین اتفاقات در شطرنج، تجربه **مشکل زمان (Time Trouble)** باشد. شما بازی را عالی پیش میبرید، اما ناگهان زمانتان کم میشود و یک اشتباه کوچک، نتیجه کل بازی را تغییر میدهد.
حتی اگر حرکات بهتری نسبت به حریفتان انجام داده باشید، در نهایت بازنده میشوید. این احساس ناعادلانهای است، اما واقعیت شطرنج همین است؛ یک لغزش کوچک میتواند بهای سنگینی داشته باشد.
از آنجایی که حتی بهترین بازیکنان هم ممکن است دچار مشکل زمان شوند و اشتباه کنند، موثرترین راه حل این است که کلاً از بروز مشکلات زمانی جلوگیری کنید!
من در تمام دوران حرفهای خود با **کمبود زمان** دست و پنجه نرم کردهام. به خصوص در بازیهای مهم، سرعت حرکاتم کاهش پیدا میکند و در نهایت با مشکلات زمانی بزرگی روبرو میشوم که اغلب به قیمت شکست تمام میشود.
اما پس از به کارگیری چند راهکار ساده در طول بازیها و تمرینات، و همچنین کار بر روی موانع ذهنی، مدیریت زمانم به مراتب بهتر شده است.
پیش از اینکه به سراغ استراتژیها برویم، اجازه دهید کمی عمیقتر به **مشکل زمان** بپردازیم.
بازیکنانی که به مشکل زمان “معتاد” هستند:
الکساندر گریشوک: نمادی از مشکل مدیریت زمان در شطرنج
شناختهشدهترین نمونه بازیکنانی که همیشه با مشکل زمان دست و پنجه نرم میکنند، **استادبزرگ الکساندر گریشوک** است. او بازیکنی فوقالعاده قوی است و از ژانویه ۲۰۰۲ در جمع ۲۵ بازیکن برتر جهان حضور دارد! اما به نظر میرسد حتی قویتر از حرکات شطرنج او، “اعتیاد” وی به مشکلات زمانی است.
در مسابقات کاندیداهای اخیر، او یکی از طولانیترین زمانهای صرف شده برای یک حرکت تنها را در تاریخ شطرنج رقابتی ثبت کرد.

پس از یک ساعت و ۱۲ دقیقه کاملاً شوکهکننده، گریشوک حرکت ۱۱…cxd4 را انجام داد. من کاملاً مطمئنم که او دقیقاً همین حرکت را در هر بازی بلیتز (رعدآسا) هم انجام میدهد!
علاوه بر این، ممکن است ۱۱…cxd4 تنها حرکتی بوده که او در تمام این مدت در حال محاسبه آن بوده است.
نکته جالبتر این داستان این است که وانگ هائو با ۱۲.Nfxd4 پاسخ داد، حرکتی که گریشوک اصلاً به آن توجه نکرده بود، همانطور که خودش در کنفرانس مطبوعاتی نیز اظهار داشت.
ناگزیر، گریشوک در یک مشکل زمانی بزرگ قرار گرفت و برتری خود را از دست داد:
سیاه باید اسب را در e6 مبادله میکرد تا برخی از مهرهها را رد و بدل کند و در بازی پیروز شود.
او میتوانست این کار را با ۲۹…Bf5 یا ۲۹…Bf7 انجام دهد. اما با تنها چند ثانیه باقیمانده، گریشوک تصمیم به ۲۹…Bf7؟ گرفت و با حرکت شگفتانگیز ۳۰.Nxg7 مواجه شد.
فیل در f7 در تمام خطوط آویزان خواهد شد: ۳۱.Rxe1 32.Bxe1! Kxg7 33.Rxf7+ یا ۳۱…Kxg7 32.Bd4+ Kg8 33.Rxe7 Qxe7 34.Rxf7.
پس از ۲۹…Bf5، سفید باید با ۳۰.Nc5 عقبنشینی میکرد، در این صورت سیاه میتوانست به آرامی برتری مهرههای خود را به پیروزی تبدیل کند.
با تنها چند دقیقه باقیمانده، گریشوک میتوانست این تفاوت کوچک را پیدا کند.
چه کسی میداند که اگر او این بازی را میبرد، شاید شانس بیشتری برای قهرمانی در مسابقات کاندیداها پیدا میکرد.
اگر نمیخواهید مانند گریشوک دچار مشکل زمان شوید و میخواهید راهی برای جلوگیری از آن پیدا کنید، من دقیقاً به شما نشان خواهم داد که چگونه.

شناخت موانع ذهنی در مشکل مدیریت زمان
قبل از اینکه بهترین توصیهها و استراتژیهایم را به شما ارائه دهم، باید بدانید که چرا **مشکل زمان** اصلاً اتفاق میافتد. همه افراد با هم متفاوت هستند، اما برخی الگوهای رایج به مشکلات زمانی منجر میشوند.
برای مدت طولانی، من نمیدانستم که چرا دچار مشکل زمان میشوم. فقط سعی میکردم استراتژیهای زیادی را دنبال کنم، اما به نوعی نتیجهای نمیداد.
تنها با درک روانشناسی پشت بازی کندترم، توانستم مطابق با آن عمل کنم.
پس بیایید دلایل اصلی **مشکل زمان** را بررسی کنیم و آنها را یکی یکی حل کنیم. در پایان، نکات و استراتژیهای کلیتری را در اختیار شما قرار خواهم داد. هر یک از آنها را میتوانید به راحتی هنگام انجام بازیهای رو در رو (OTB) پیادهسازی کنید.
۱) ترس از اشتباه کردن
فکر میکنم این حس را میدانید: به جای اینکه فقط به حرکت بعدی خود فکر کنید، افکار مربوط به نتیجه بازی شروع به تیره کردن ذهن شما میکنند.
«اگر چیزی را از دست بدهم چه میشود» یا «اگر الان همه چیز را به هم بریزم چه میشود» افکار مکرری هستند. به جای محاسبه خطوط، شروع به دیدن تهدیدات خیالی در همه جا میکنید.
همانطور که قبلاً گفتم، من به خصوص در بازیهای مهم با **مشکل زمان** دست و پنجه نرم میکردم. چرا؟
چون در این بازیها بیشتر روی نتیجه تمرکز میکنم و اصلاً نمیخواهم اشتباه کنم. هر خطی که محاسبه میکنم، یک خطر بالقوه برای اشتباه است.
هرگز به خاطر ترس تصمیم نگیرید.
من در واقع به دلیل ترس خالص، راهیابی به جام جهانی را از دست دادم.
پس از یک بازی فوقالعاده زیبا با مهرههای سیاه در موقعیتی برنده، تنها چند حرکت تا کسب امتیاز کامل و در نتیجه بلیط جام جهانیام فاصله داشتم.

تمام حرکات آخرم برای آمادهسازی حمله به شاه سفید بود. اما در یک لحظه وحشت کردم، ناگهان به شدت از یک قربانی احتمالی یا مات شدن در g7 ترسیدم. این در حال حاضر کاملاً مضحک به نظر میرسد، اما آن تهدید در طول بازی کاملاً واقعی به نظر میرسید.
به جای بازی ۳۹…Qa5 که کاملاً برنده است، حرکت بیش از حد دفاعی ۳۹…Ra7؟ را انجام دادم. میخواستم بیش از حد از g7 محافظت کنم، فقط میترسیدم چیزی را از دست بدهم. تمام برنامهریزیهای قبلی من بینتیجه ماند. بعد از ۴۰.Ra1، سفید ستون a را گرفت و من ۲ حرکت بعد را باختم!
ترس از قبل در بازی وجود داشت و به همین دلیل من فقط چند ثانیه برای این تصمیم فرصت داشتم.
ترس نه تنها به مشکل زمانی من منجر شد، بلکه مستقیماً بر انتخاب من در آن شرایط تاثیر گذاشت!
این نه تنها برای بازی شما، بلکه برای آرامش ذهنی شما نیز بسیار مضر است. استرسی که این ترس ایجاد میکند وحشتناک است. و هیچ کس نباید آن ترس دائمی از ارتکاب اشتباه را داشته باشد.

اگر شما هم همین ترس را دارید (حداقل تا حدی)، بهترین استراتژیها هیچ کمکی به شما نخواهند کرد. چرا؟ زیرا ترس شما قویتر از هر استراتژی خواهد بود.
من میدانم که نباید هر خط را دو یا سه بار بررسی کنم. اما اگر از ارتکاب اشتباهی بترسم، این ترس اساساً دانش آگاهانه من را تحتالشعاع قرار میدهد.
بنابراین تنها یک راه حل وجود دارد: متوقف کردن این ترس. و این چیزی است که به من کمک کرد (من در این کار در حال پیشرفت هستم، اما قبلاً خیلی بدتر بودم).

غلبه بر ترس برای اجتناب از مشکل زمان
یکی از تمریناتی که واقعاً به من کمک کرد، **تمرین ایجاد ترس (Fear-Setting)** از تیم فریس است. او یک سخنرانی تد (Ted Talk) در مورد آن دارد که به شدت آن را توصیه میکنم. من آن را کمی اصلاح کردم تا با هدفمان مطابقت داشته باشد.
این کاری است که باید اغلب قبل از بازی یا در خانه انجام دهید. هر زمان که ترس شما به وجود آمد این کار را انجام دهید (راهکارهای سریع در طول بازی به زودی ارائه میشوند).
- **بدترین سناریوی** یک تورنمنت یا بازی را بنویسید. معمولاً این یک باخت یا نوعی عدم صلاحیت است. عواقب آن چه میتواند باشد؟ اجازه دهید تخیلتان به پرواز درآید.
- حالا که بدترین سناریوی مطلق را پیش روی خود دارید، از خود بپرسید چه چیزی تحت تاثیر این بدترین سناریو قرار نمیگیرد. این معمولاً چشمان من را به روی بیاهمیت بودن یک بازی باز میکند.
- یک مورد را به خاطر بیاورید که به بدترین سناریو نزدیک بودید. مطمئنم که شما قبلاً متحمل باختهای سختی شدهاید. اما هنوز هم زنده هستید و به تلاش ادامه میدهید. همانطور که سنکا میگوید، ما بیشتر در تخیل رنج میبریم تا در واقعیت.
این چیزی است که ممکن است برای من به نظر برسد:
- **بدترین سناریو:** باختن بازی و از دست دادن جایگاه مقدماتی جام جهانی. یک فرصت بزرگ برای بازی در جام جهانی را از دست خواهم داد. ممکن است دیگر هرگز در جام جهانی بازی نکنم و دوران حرفهایم تمام خواهد شد.
- حتی اگر این خیلی بد باشد، عزیزان من هنوز در کنار من هستند. من سالم هستم و هر روز غذای گرم روی میز دارم. گربه من هنوز زنده است و همان بچه گربه دیوانهای است که همیشه بوده است. امشب در یک تخت گرم میخوابم.
- من ۶ بازی متوالی را در بیل ۲۰۱۷ باختم. تجربه وحشتناکی بود، اما چیزهای زیادی از آن یاد گرفتم. من از آن عبور کردم، بنابراین مطمئناً از هر تجربه دردناک دیگری عبور خواهم کرد.
بعد از انجام این کار، من در حال حاضر احساس خیلی بهتری دارم. از این گذشته، با نوشتن این بدترین سناریو باید بخندم.
در ذهن من، ممکن است منطقی و ترسناک باشد، اما وقتی آن را روی کاغذ بیاورید، ماهیت خود را از دست میدهد. دوران حرفهای من تمام نمیشود، حتی اگر امسال به جام جهانی راه پیدا نکنم.
این فقط یک دستانداز کوچک در یک جاده طولانی است.

درک مسائل “لوکس” و اهمیت آنها
روش دیگری که به خوبی جواب میدهد، درک این موضوع است که شما “مشکلات و ترسهای لوکسی” دارید.
برخی از مردم نمیدانند که آیا امروز غذای کافی دریافت میکنند یا نه و شما (از جمله خود من) بابت انجام یک حرکت اشتباه در شطرنج نگران هستید.
من هنوز تغییر ذهنیت خود را در **Accentus Young Masters 2020** به یاد دارم.
بعد از برد در بازی اول، دو بازی متوالی را باختم. حالم خیلی بد بود و همانطور که اغلب زمانی اتفاق میافتد که بازیهای بدی دارم، شروع به شک کردن به تک تک تصمیمها کردم.
از قبل در حین آمادهسازی میترسیدم بازی بعدی را از دست بدهم. «به هیچ وجه من 0/3 پیش نمیروم»، «باز هم مانند بیل ۲۰۱۷، ۶ شکست متوالی را تجربه نمیکنم.»
سپس به یاد آوردم که در این تورنمنت، کتاب «انسان در جستجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل را با خودم برده بودم. و فقط در ۱۰ دقیقه، حال و هوای من کاملاً تغییر کرد.
چگونه میتوانستم از باخت یک بازی شطرنج لعنتی اینقدر بترسم در حالی که دیگران توانستند روحیه خود را در اردوگاه کار اجباری آشویتس حفظ کنند؟
تصمیم گرفتم فقط از بازیها لذت ببرم و به خودم اعتماد کنم. آنچه در ادامه به دست آمد، ۵ برد و ۲ تساوی مقابل استادان بزرگ قدرتمند بود. در یک بازی من حتی بیشتر از یک رخ را برای حمله و مات کردن قربانی کردم.
تغییر طرز فکر واقعی بود و واقعاً به من کمک کرد تا خوب بازی کنم و کمتر نگران باشم.
هر دوی این تکنیکها یک وجه اشتراک دارند: وقتی در مورد شطرنج خود بیش از حد خودمحور باشیم، ممکن است احساس کنیم کل زندگی ما به یک بازی وابسته است.
لحظهای که میتوانیم دیدگاهمان را وسیعتر کنیم و آن را به همان شکلی که هست ببینیم – یعنی فقط یک بازی شطرنج – کنترل ترس را دوباره به دست میآوریم.
۲) کمالگرایی منجر به مشکل زمان میشود
این با ترس از اشتباه مرتبط است، اما هنوز متفاوت است. کمالگرایی در یکی از کتابهای شطرنج مورد علاقه من به خوبی توضیح داده شده است: «هفت گناه کشنده شطرنج»، نوشته جاناتان روسون. خواندن آن کتاب را از صمیم قلب توصیه میکنم.
رویکرد کمالگرا به معنای **بیش از حد فکر کردن** است، حتی اگر راه حل بسیار خوبی داشته باشیم.
شما یک حرکت خوب را میبینید که به یک برتری قابل توجه منجر میشود، اما هنوز ۲۰ دقیقه بیشتر فکر میکنید تا حرکتی قویتر پیدا کنید.
این جستجو برای کمال با استفاده از موتورهای شطرنج تقویت میشود. در یک ثانیه هر اشتباهی که بعد از بازی انجام دادیم را خواهیم دید.
اگر بیش از حد با یک موتور شطرنج مطالعه کنید، **حس واقعبینی (Practical Sense)** را از دست خواهید داد.
به هر حال، شطرنج هنوز یک بازی است. نبرد دو انسان. همیشه اشتباهاتی وجود خواهد داشت!
بیایید بارها و بارها به خود بگوییم:
اجتناب از اشتباه غیرممکن است.
شطرنج برای انجام بازیهای کاملاً بینقص، بسیار پیچیده است.
و خیلی مهمتر، لازم نیست بینقص بازی کنید!

این نقل قول آندره آغاسی در کتاب خارقالعادهاش «گشایش» چشمانم را باز کرد. او همیشه سعی میکرد ضربه را دقیقاً به خط بزند و در هر ضربه ریسک میکرد. این یا به بردهای بسیار درجه یک یا شکستهای فاجعهبار منجر شد.
اما وقتی فهمید که باید کمی بهتر از حریفش باشد، آرام شد و توانست چند ضربه خوب بزند. این کامل نیست، اما خوب است و اکثراً همین کافی است.
مهم نیست چه کسی حرکات درخشانتر انجام میدهد. معمولاً بازیکنی که اشتباهات فاحش کمتری داشته باشد برنده بازی خواهد بود!
آنچه مهم است انجام مداوم حرکات خوب است؛ نه انجام دادن چند حرکت درخشان و سپس اشتباهات فاحش به دلیل کمبود زمان.
ویژگیهای یک بازیکن واقعگرا (عملی) در شطرنج
برای جلوگیری از مشکلات زمانی، یک بازیکن واقعگرا باشید.
شطرنج یک بازی غنی است. هیچ کس نمیتواند همه مشکلات را روی صفحه حل کند. پس باید **واقعگرا** فکر کنیم.
اگر با مشکلات زمانی زیادی دست و پنجه نرم میکنید، شاید واقعگراترین بازیکن نباشید. اما یک بازیکن واقعگرا چه ویژگیهایی دارد؟
یک بازیکن واقعگرا:
- از زمان خود عمدتاً در موقعیتهای حساس استفاده میکند.
- به شهود خود اعتماد دارد و حرکات منطقی را سریع انجام میدهد.
- حرکات اجباری را با سرعت انجام میدهد (۵ ثانیه بررسی کنید که آیا واقعاً یک حرکت اجباری است یا خیر!).
- آمادهسازی خود را به سرعت انجام میدهد و در خانه حرکت صحیح را حدس نمیزند.
قبل از هر بازی به خود یادآوری کنید که یک بازیکن واقعگرا باشید. شما همچنین میتوانید آن را در برنامه روزمره قبل از بازی خود قرار دهید، کاری که من اغلب انجام میدهم.
۳) عدم تمرکز
بدون تمرکز واقعی، زمان زیادی را از دست خواهید داد. اگر در حین بازی ذهن شما پرت شد، نشانه آن است که باید چیزی را تغییر دهید.
مشکل اصلی معمولاً این است: شما به سادگی چیزهای زیادی در سر خود دارید.
ذهن شما در حال سرگردانی است زیرا صدها پرونده باز در پشت ذهن خود دارید.
از یک جلسه کاری آینده گرفته تا یک درگیری حل نشده یا فکر یک شام خوشمزه در شب. همیشه چیزهای بیشتری وجود دارد که توجه شما را میطلبد.
هر چه صبح قبل از بازی کارهای بیشتری انجام دهید، خطر حواسپرتی در طول بازی بیشتر میشود.
ذهن شما انرژی نامحدودی ندارد. اگر قبل از بازی بیش از حد از آن استفاده کنید، نمیتوانید تمرکز کنید.
به این پدیده **خستگی تصمیم (Decision Fatigue)** نیز میگویند. توانایی شما در تصمیمگیری بعد از تصمیمگیریهای زیاد بدتر میشود.
به همین دلیل است که هرگز نباید بیش از ۲ ساعت قبل از بازی آماده شوید. و اگر میتوانید، قبل از یک بازی کلاسیک، کار دیگری انجام ندهید.
بهتر است کمتر بازی کنید، اما فقط زمانی بازی کنید که واقعاً بتوانید روی بازی خود تمرکز کنید.
در اینجا چند نکته کاربردی دیگر برای بهبود تمرکز در طول بازی آورده شده است:
- **استراحتهای آگاهانه** انجام دهید. ریتم تمرکز ۲۵ دقیقهای و استراحت ۵ دقیقهای توسط مربی مغز، جیم کویک، توصیه میشود. از انرژی مغز خود برای بررسی بازیهای دیگر استفاده نکنید. سعی کنید به طور کامل استراحت کنید و کمی هوای تازه بخورید.
- **تغذیه خوب** را فراموش نکنید. اگر معده شما یک وعده غذایی بزرگ را هضم میکند، به احتمال زیاد مغز شما تمرکز کمتری خواهد داشت. قبل از بازی پرخوری نکنید و آب کافی بنوشید.
- **نفس خود را کنترل کنید.** این ممکن است کمی عجیب به نظر برسد، اما تفاوت زیادی ایجاد میکند. نفس خود را بررسی کنید. اگر آرام و عمیق نفس میکشید، در موقعیت خوبی برای تمرکز هستید. با یک نفس کم عمق، مغز شما اکسیژن کافی دریافت نمیکند و نمیتواند به خوبی تمرکز کند.
- **مدیتیشن** را شروع کنید (لطفاً در طول بازی نه…). مدیتیشن یک راه عالی برای یادگیری مقابله با حواسپرتی است. من دو سال پیش شروع کردم و هنوز هم روزانه از Headspace استفاده میکنم.
اکنون که میتوانید:
- ترس خود را درک و کنترل کنید.
- به جای یک کمالگرا، یک بازیکن واقعگرا باشید.
- تمرکز خود را بهبود بخشید.
شما برای نکات کاربردی اضافی من برای حل مشکلات زمان آماده هستید!

نکات کاربردی برای مدیریت زمان در طول بازی
این نکات میتوانند مدیریت زمان شما را بهبود بخشند. اما تنها در ترکیب با دانش روانشناختی عمیقتری که در بالا توضیح داده شد، میتوانند واقعاً مشکلات زمان شما را متوقف کنند.
۱) به موقع حاضر شوید
دیر رسیدن به بازی نه تنها بیاحترامی است، بلکه احمقانه نیز هست. من واقعاً هیچ مزیتی در آن نمیبینم.
اما نقطه ضعف آن واضح است: زمانی را از دست میدهید که میتوانید بعداً در بازی از آن استفاده کنید.
برای اینکه دیر نرسید، یک ساعت آخر قبل از بازی را برنامهریزی کنید.
اگر معمولاً دیر میکنید، باید خودتان را گول بزنید تا به موقع حاضر شوید.
به جای برنامهریزی برای حضور ۱ دقیقه قبل از شروع بازی در کنار صفحه، حداقل ۱۰ دقیقه قبل از آن برنامهریزی کنید.
۲) به آمادهسازی گشایش خود اعتماد کنید
بسیار بعید است که حرکتی بهتر از آنچه در آمادهسازی خانگی خود پیدا کردهاید، روی صفحه بیابید. بنابراین مطمئن شوید که گشایش خود را به درستی به خاطر میآورید، اما سپس حرکات خود را سریع اجرا کنید.
یک ریتم خوب این است که اگر هنوز در حال مرور گشایش هستید، بین ۱۰ تا ۲۰ ثانیه در هر حرکت زمان بگذارید. این زمان کافی است تا مطمئن شوید که واقعاً به درستی کار میکنید و هیچ وقت با ارزشی را تلف نمیکنید.
۳) زمان صرف شده را یادداشت کنید
این یک راه آسان برای دیدن مکانهایی است که زمان غیرضروری را از دست میدهید. بعد از هر حرکت، زمانی که هنوز روی ساعت دارید را یادداشت کنید.
به این ترتیب، میتوانید مصرف زمان خود را بعد از بازی پیگیری کنید.
نوشتن زمان شروع از حرکت ۱ را به عادت تبدیل کنید. این باید به صورت خودکار باشد. هر زمان که زمان اولین حرکت را نمینویسم، ممکن است فراموش کنم که بعداً زمان را یادداشت کنم.
انجام کاری همیشه آسانتر از “فقط زمانی که مهم است” است.
۴) از قانون ۱۵ دقیقه استفاده کنید
به ندرت پیش میآید که پس از ۱۵ دقیقه فکر کردن، افکار جدیدی تولید کنید. شما خسته میشوید و شروع به دیدن تهدیدات خیالی میکنید. این نه تنها زمان را تلف میکند، بلکه معمولاً منجر به تصمیم بدتری میشود.
به همین دلیل است که مربی من، مارکوس راگر، “قانون ۱۵ دقیقه” را ارائه کرد. هر زمان که متوجه شدم بیش از ۱۵ دقیقه فکر میکنم، باید این سوال را از خودم بپرسم:
حرکت منطقی اینجا چیست؟
اگر منطقیترین حرکت مشکل خاصی ندارد، باید آن را بازی کنم. این نه تنها من را از اتلاف وقت بیشتر نجات میدهد، بلکه از تصمیمگیریهای بسیار عجیب نیز جلوگیری میکند.
۵) به زمان حریف خود فکر کنید
میدانم که هر زمان که حریف در حال فکر کردن است، قدم زدن در سالن بازی لذتبخش است. اما به خصوص اگر اغلب با مشکل زمانی مواجه میشوید، این چیزی است که باید آن را به حداقل برسانید.
به شما قول میدهم بعد از اینکه بازی به اتمام رسید، دیگر به بررسی بازیهای آنلاین نمیپردازید. برای صرفهجویی در وقت، از این قانون ساده پیروی کنید:
من فقط در صورتی مجاز به بلند شدن از کنار صفحه خود هستم که پاسخ منطقیترین حرکت حریفم را بدانم.
بنابراین هر زمان که غریزه ترک صفحه خود را دارید از خود بپرسید: آیا از پاسخ من به منطقیترین حرکت او مطمئن هستم؟
اگر بتوانید به آن پاسخ مثبت بدهید (و سپس آن حرکت را در کمتر از یک دقیقه انجام دهید!)، پس مجاز به ترک صفحه هستید.

نتیجهگیری
ترکیبی از دانش عمیق موانع روانی شما با نکات کاربردی آسان، باید پایانی بر مشکل زمان شما باشد.
بدیهی است که عادت شما بلافاصله تغییر نخواهد کرد. این نیاز به زمان و کمی تمرین دارد.
از نکات عملی برای به دست آوردن برخی بردهای اولیه استفاده کنید. سپس از این انگیزه برای انجام کارهای عمیقتر بر روی موانع روانی خود استفاده کنید.
این ترکیب به شدت مدیریت زمان شما را بهبود میبخشد. و با گذشت زمان نیز نتایج شما را بهتر خواهد کرد.
حالا به من اطلاع دهید که آیا بهترین روش دیگری برای جلوگیری از مشکلات زمانی دارید؟
من دوست دارم از شما بشنوم و یاد بگیرم!
خالصانه،
نوئل